X
تبلیغات
رایتل
اعجاز علمی - وبلاگ نسیم هدایت
صفحه نخست | رایانامه | آرشیو مطالب | نسخه موبایل ارتباط با ما
 صفحه اصلی | پادکست قرآنی | داستانهای قرآنی | تفسیر قرآن | متن قرآن کریم  

اعجاز علمیاشاراتی است گذرا که به برخی از اسرار طبیعت نظر دارد و به گونه تراوشی از لابه لای تعابیر قرآنی ـ احیانا ـ مشهود می گردد، که با مرور زمان وپیش رفت دانش و قطعیت یافتن برخی نظریه های علمی، پرده از این اشارت هابرداشته می شود و دانش مندان خصوصا با پی بردن به این حقایق، قرآن را از دیدگاه اعجاز مورد ستایش و پذیرش قرار می دهند. ...

... و «اعجاز علمی قرآن» مربوط به اشاراتی است که ازگوشه های سخن حق تعالی نمودار گشته و هدف اصلی نبوده است، زیرا قرآن کتاب هدایت است و هدف اصلی آن جهت بخشیدن به زندگی انسان و آموختن راه سعادت به او است ازاین رو اگر گاه در قرآن به برخی اشارات علمی بر می خوریم، ازآن جهت است که این سخن از منبع سرشار علم و حکمت الهی نشات گرفته و ازسرچشمه علم بی پایان حکایت دارد «قل انزله الذی یعلم السر فی السماوات والا رض، بگو: آن را کسی نازل ساخته است که راز نهان ها را در آسمان ها وزمین می داند» و این یک امر طبیعی است که هر دانش مندی هرچند در غیر رشته تخصصی خود سخن گوید، از لابه لای گفته هایش گاه تعابیری ادا می شود که حاکی از دانش و رشته تخصص وی می باشد همانند آن که فقیهی درباره یک موضوع معمولی سخن گوید، کسانی که با فقاهت آشنایی دارند از تعابیر وی درمی یابند که صاحب سخن، فقیه می باشد، گرچه آن فقیه نخواسته تا فقاهت خود را در سخنان خود بنمایاند هم چنین است اشارات علمی قرآن که تراوش گونه است و هدف اصلی کلام را تشکیل نمی دهد. نمونه هایی از اشارات علمی در قرآن از این گونه اشارات علمی و گذرا بسیار است برخی از این اشارات از دیرزمان و برخی در سالیان اخیر با ابزار علم روشن شده و شاید بسیاری دیگر را گذشت زمان آشکار سازد دانش مندان ـ به ویژه در عصر حاضر ـ در این باره بسیارکوشیده اند، گرچه افرادی به خطا رفته ولی بسیاری نیز موفق گردیده اند نمونه هایی از این گونه اشارات در بخش اعجاز علمی قرآن در کتاب «التمهید» ج 6 آمده است، در این جا به جهت اختصار به چند نمونه بسنده می کنیم: رتق و فتق آسمان ها و زمین «اولم یر الذین کفروا ان السماوات والا رض کانتا رتقا ففتقناهما»  «رتق» به معنای «به هم پیوسته» و «فتق» به معنای «از هم گسسته» است در این آیه آمده است که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بوده اند و سپس از هم گسسته شدند. مطلب مذکور در آیه فوق مبین یک حقیقت علمی است که دانش روز، کم و بیش به آن پی برده است و آن این است که منشا جهان مادی به صورت یک توده گازی بوده است بدین ترتیب واژه «دخان» در کلمات عرب، دقیق ترین تعبیر از ماده نخستین ساختار جهان است. 
مولا امیرمؤمنان ـ مکررا ـ در نهج البلاغه به همین حقیقت علمی که آیه کریمه به آن اشارت دارد، تصریح فرموده است در اولین خطبه نهج البلاغه ـ که درباره آفرینش جهان است ـ می خوانیم: 
«ثم انشا سبحانه فتق الاجوا و شق الارجا و سکائک الهوا ثم فتق ماء بین السماوات العلی فملاهن اطوارا من ملائکته، سپس خداوندفضاهای شکافته و کرانه های کافته و هوای به آسمان و زمین راه یافته را پدیدآوردآن گاه میان آسمان های زبرین را بگشود و از گونه گون فرشتگان پر نمود» درخطبه 211 می فرماید: «ففتقها سبع سماوات بعد ارتتاقها، آن ها را از هم شکافت پس ازآن که به هم پیوسته بودند». 
نقش کوه ها در استواری زمین در نه جای قرآن از کوه ها با تعبیر «رواسی» یاد شده است «و جعلنا فی الا رض رواسی ان تمید بهم، و کوه ها را در زمین پابرجا و استوار نهادیم تا مبادا (زمین) آنان (مردم) را تکان دهد و بلرزاند». 
اساسا تعبیر از کوه ها به «رواسی» بدان جهت است که «ثابت هایی» هستند که برریشه های مستحکم استوار می باشند و از ماده «رست السفینه» گرفته شده، به معنای لنگر انداختن کشتی است که به وسیله این لنگرها در تلاطم آب های دریا استوار وپابرجا می ماند ازاین رو، کوه ها هم چون لنگرهایی هستند که زمین را در گردش ها وچرخش های خود، از لرزش و تکان باز می دارد. 
هم چنین از کوه ها به «اوتاد» تعبیر شده، به معنای میخ ‌ها، که زمین را از هم پاشی و فروریزی نگاه می دارد «والجبال اوتادا»
مولا امیرمؤمنان در این زمینه گفتاری دارد، که به خوبی تعابیر اعجاز گونه قرآن راروشن می سازد می فرماید:«و جبل جلا میدها، و نشوز متونها و اطوادها، فارساها فی مراسیها، و الزمهاقراراتها فمضت رؤوسها فی الهوا، و رست اصولها فی الما فانهد جبالها عن سهولها، و اساخ قواعدها فی متون اقطارها و مواضع انصابها فاشهق قلالها، و اطال انشازها، و جعلها للارض عمادا، و ارزها فیها اوتادا فسکنت علی حرکتها من ان تمید باهلها، او تسیخ بحملها، او تزول عن مواضعها فسبحان من امسکها بعدموجان میاهها، هم راه با سرشتن صخره های بزرگ زمین و برآمدن دل این صخره ها و قله های بلند سر به فلک کشیده، در جای گاه های خود استواریشان بخشید پس قله ها را در هوا به بلندا برد و ریشه های شان را در آب فرو کشید بدین سان خداوند کوه ها را با بلنداشان از دشت ها جدا ساخت و پایه های شان را چونان ریشه درختان در زمین های پیرامون و مواضع نصبشان، در اعماق زمین نفوذشان دادکوه ها را با قله هایی بس بلند و سلسله هایی به هم پیوسته و دراز، تکیه گاه زمین ساخت و چونان میخ ‌ها برآن بکوفت چنین است که زمین به رغم حرکات گوناگونی که دارد، برای ساکنانش از لرزش و تکان نگاه داشته شد و از فرو در کشیدن بار خود، باز داشته شد و از لغزش از جای گاه خود در امان ماند پس بزرگ است خداوندی که زمین را به رغم تلاطم امواج خروشان آب های آن، چنین استوار نگاه داشت». در بخشی از این گفتار آمده: «زمین به رغم حرکت های خود از لغزش ولرزش و فروپاشیدگی نگاه داشته شد» از این گفتار سه نکته به دست می آید: 1. زمین دارای حرکت های گوناگون است، ولی به رغم این حرکت ها آرامش وتعادل خود را حفظ کرده است. 2. پوسته زمین مستحکم است و از هم نمی گسلد و لایه هایش گسسته نمی شود، تا ساکنان و بارهایش را در درون خود فرو نکشد. 3. زمین در حرکت وضعی و انتقالی و برخی حرکت های دیگر، آرام و استواراست و از مدارهایی که به طور منظم در آن می گردد، بیرون نمی افتد. این گونه نکته ها امروزه مورد تایید اکتشافات و پژوهش های علمی قرارگرفته است این اثر بزرگ کوه ها ـ که حیات را بر پهنای زمین میسر ساخته است به دلیل آن است که سلسله کوه های پراکنده در پوسته سخت زمین، همانند کمربند زنجیره ای اطراف زمین را در بر گرفته اند. 
اکنون بهتر می توانیم به ظرافت و دقت فرموده امام (ع) در خطبه یکم نهج البلاغه پی ببریم، که به جای کلمه جبال (کوه ها) واژه صخور (صخره ها) را به کار برده «و وتدبالصخور میدان ارضه، و به کوه های گران، زمین را میخ کوب نموده به آن استواری بخشیده است» این گفتار، تفسیر آیه فوق الذکر است «و جعلنا فی الارض رواسی ان تمید بهم» امام (ع) جنبه «صخره ای» بودن کوه ها را در جهت استحکام واستواری مرتبط می داند. 
سلسله کوه های سنگی ـ با پستی و بلندی هایی که دارند ـ نقش بزرگی در تعادل زمین و ثبات اجزا واستواری پوسته آن دارند تا این کوه ها با وجود شعله ور بودن درون والتهاب گداخته های آن، درهم شکسته و لرزان نشوند. آشنایان با علوم طبیعی می دانند که زمین با حلقه هایی از سلسله کوه ها، محاصره شده است و این امر عامل حفظ بیش تر ثبات زمین می باشد حکمت و چگونگی ارتباط این سلسله کوه ها با یک دیگر و جهت امتداد آن ها نیز بر طبیعی دانان پوشیده نیست این سلسله کوه ها بر اساس نظمی بدیع و محکم و توجه برانگیز، زمین را به شکل حلقه هایی کوهستانی درآورده است که از چهار طرف آن را در بر گرفته اند.وقتی به نقشه طبیعی زمین نظر می افکنیم، ناهمواری های زمین را به روشنی مشاهده می کنیم و می بینیم سلسله کوه ها به طور عموم در طول هر قاره امتدادمی یابد گویا این کوه ها ستون فقرات قاره ها هستند. هنگامی که به شبه جزیره های هر قاره می نگریم سلسله کوه ها را در طولانی ترین شکل ممکن امتداد یافته می یابیم در طول جزایر کوهستانی ـ بزرگ یا کوچک ـ نیزسلسله کوه هایی یافت می شود. 
امروزه با سیر و مطالعه در بستر دریاها و اقیانوس ها به طور یقین ثابت شده است که بیش تر جزیره ها و ارتفاعات آن ها در حقیقت دامنه و امتداد سلسله کوه ها وجزئی از آن ها هستند، به این صورت که قسمتی از آن کوه ها در آب دریاها فرو رفته وپوشیده شده و بخشی دیگر همانند جزیره ها، برسطح آب آشکار است.
بنابراین تمام قاره ها به وسیله سلسله کوه ها و از طریق خشکی یا دریا به یک دیگرمتصل اند جالب توجه است بدانیم، حلقه ای از سلسله کوه ها در زیر دریا و درنزدیکی ساحل شمالی قاره های سه گانه شمالی قرار دارد که کاملا اقیانوس منجمدشمالی را در بر گرفته است و بسیاری از جزیره های حاشیه این ساحل برجستگی های آن سلسله کوه ها هستند. یعنی در قطب جنوب نیز حلقه دیگری از سلسله کوه ها قرار دارد که قطب منجمد جنوب را در بر گرفته است بین دو حلقه یاد شده حلقه های دیگر سلسله کوه ها که در طول قاره ها و اقیانوس ها از شمال تا جنوب امتداد دارد پیوندی محکم ایجاد کرده است گویی این سلسله کوه ها، چارچوب هایی مشبک هستند که پنچه دردست آویز زمین زده اند و از متلاشی شدن و تجزیه و پراکندگی ذرات زمین در فضاجلوگیری می کنند.دشواری تنفس با افزایش ارتفاع «و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السما».  
در این آیه از سختی و دشواری زندگی گم راهان سخن می گوید و آنان را به کسی تشبیه می کند که در حال صعود به لایه های بالایی جو است و در اثر این صعود دچار تنگی نفس و فشار سخت بر سینه خود می گردد. 
امروزه با پی بردن به پدیده فشارهوا در سطح زمین وتناسب آن با فشاردرجه خون از داخل بدن، که موجب تعادل فشار بیرونی و درونی است، وجه تشبیه درآیه بهتر روشن شده و تاحدودی از ابهامات تفاسیر پیشین کاسته شده است. اشتباه مفسران پیشین در این بوده که از تعبیر «یصعد فی السما» ـ با تشدید صاد وعین و به کار بردن «فی» ـ کوشش برای صعود به آسمان فهمیده اند در صورتی که اگراین معنا مقصود بود، بایستی واژه «الی» را به جای «فی» به کار می برد دیگر آن که «یصعد» ـ از نظر لغت ـ مفهوم «صعود» و بالا رفتن را نمی دهد، بلکه کاربرد این لفظ از باب تفعل «تصعد» ـ برای افاده معنای به دشواری افتادن می باشد به گونه ای که ازشدت احساس سختی، نفس در سینه تنگ شود در لغت «تصعد نفسه» به معنای به دشواری نفس کشیدن و تنگی سینه و احساس درد و رنج است واژه های «صعود» و «صعد» بر دامنه های صعب العبور اطلاق می شود و برای هر امر دشوار بسیارسختی به کار می رود در سوره جن آمده: «و من یعرض عن ذکر ربه یسلکه عذاباصعدا، و هرکه از یاد پروردگار خود روی گرداند، او را در عقوبت دشواری در می آورد» در سوره مدثر نیز آمده: «سارهقه صعودا، او را به سخت ترین عقوبتی دچار می سازم».

از این رو معنای «کانما یصعد فی السماء» چنین می شود: او مانند کسی است که درلایه های مرتفع جو، دچار تنگی نفس و سختی و دشواری فراوان گشته است درواقع کسی که خدا را از یاد برده ـ در زندگی ـ مانند کسی است که در لایه های بالایی جو قرار دارد و دست خوش درد و رنج و سختی تنفس است لذا از این تعبیر (اعجازگونه) به خوبی به دست می آید که اگر کسی در لایه های فوقانی جو فاقد وسیله حفاظتی باشد، دچار چنین دشواری و تنگی نفس می گردد این جز با اکتشافات علمی روز قابل فهم نیست، که در آن روزگار برای بشریت پوشیده بوده است. 
پیشینیان بر این عقیده بوده اند که هوا فاقد وزن است، تا سال 1643 م که وسیله هوا سنجی بر دست «توریچلی» (1608 ـ 1647) اختراع گردید و بدین وسیله پی بردند که هوا دارای وزن است هم چنین پی بردند که هوا ترکیبی از گازهای مخصوصی است که هر یک وزن مشخصی دارد و می توان وزن هوا را در هر کجا بامقدار فشاری که وارد می آورد، سنجید و هرچه از سطح دریا بالا رویم از این فشارکاسته می شود اکنون به دست آمده که فشار هوا در سطح دریا، معادل ثقل لوله عمودی جیوه به ارتفاع 76 سانتی متر است همین فشار در سطح دریا بر بدن انسان وارد می شود ولی در ارتفاع 5 کیلومتر از سطح دریا، این فشار به نصف کاهش می یابد پس هرچه بالاتر رود، این فشار به طور معکوس پایین می آید، به ویژه درلایه های بالای هوا که تراکم هوا به گونه فاحشی پایین می آید و رقیق می گردد. 
در واقع نیمی از گازهای هوایی، یعنی تراکم پوشش هوایی چه از لحاظ وزن وچه از لحاظ فشار، در میان از سطح دریا تا ارتفاع 5 کیلومتر واقع گردیده و سه چهارم آن تا ارتفاع 12 کیلومتر می باشد ولی موقعی که به ارتفاع 80 کیلومتر برسیم، وزن هوا تقریبا به 20000/1 پایین می آید به وسیله شهاب های آسمانی به دست آمده که تراکم هوا تقریبا تا حدود ارتفاع 350 کیلومتر است، زیرا از فاصله 350 کیلومتری سنگ های آسمانی بر اثر اصطکاک و برخورد با ذرات هوا ملتهب و شعله ور می گردند.هوا سنگینی و فشار خود را از تمامی جوانب بر بدن ما وارد می سازد، ولی مافشار وسنگینی آن را احساس نمی کنیم، زیرا فشار خون عروق بدن ما معادل فشارهوا است و هر دو فشار خارج و داخل بدن متعادل می باشند لیکن موقعی که انسان برکوه های بلند بالا می رود و فشار هوا کم می شود، این تعادل بر هم خورده، فشارداخلی از فشار خارجی بیش تر می شود اگر رفته رفته فشار هوا کاهش یابد، گاه خون از منافذ بدن بیرون می زند اولین احساسی که به انسان در آن هنگام رخ می دهد، سنگینی بر دستگاه تنفسی است که بر اثر فشار خون بر عروق تنفسی تحمیل می شود و مجرای تنفس را تنگ کرده و موجب دشواری تنفس می گردد. آب منشا حیات «و جعلنا من الماء کل شی حی»  پیامبر اکرم (ص) فرموده: «کل شی خلق من الماء»
طبق آیه فوق و فرموده پیامبر، همه موجودات منشا هستی خود را از آب گرفته اند مرحوم صدوق از جابر بن یزید جعفی ـ که از بزرگان تابعین به شمار می رود ـ از امام باقر(ع) پرسش هایی دارد، از جمله در رابطه با آغاز آفرینش جهان می پرسد امام در جواب می فرماید: 
«اول شی خلقه من خلقه، الشی الذی جمیع الاشیا منه، و هو الماء، نخستین آفریده ای که خدا خلق کرد، چیزی است که تمامی اشیا از آن است و آن آب است». 
مرحوم کلینی در روضه کافی روایتی از امام باقر(ع) آورده که در جواب مردشامی فرموده: «نخست آن چیزی را آفرید که همه چیزها از آن است و آن چیز که همه اشیا از آن آفریده شده، آب است در نتیجه خدا نسب هر چیزی را به آب رساند، ولی برای آب نسبی که بدان منسوب شود قرار نداد».هم چنین محمد بن مسلم ـ که شخصیتی عالی قدر به شمار می رود ـ ازامام صادق (ع) چنین روایت کرده است: «کان کل شی ماء، و کان عرشه علی الماء».آیه شریفه: «و هو الذی خلق السماوات والا رض فی سته ایام و کان عرشه علی الماء، و او است که آسمان ها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش (تدبیر) او (پیش از آن) بر آب بود» ، دلالت دارد که پیش از پیدایش جهان هستی، ازآسمان ها گرفته تا زمین، آب پدید آمده است، زیرا در تعبیر «و کان عرشه علی الماء» واژه «عرش» کنایه از عرش تدبیر و منظور، علم خدای متعال است به همه مصالح وشایستگی ها و بایستگی های هستی، در برهه ای که جز آب چیزی نبوده است درنتیجه آیه کنایه از آن است که خدای تعالی بود و هیچ چیز با او نبود، وخداوند پیش از آفرینش جهان ابتدا آب، سپس همه مخلوقات را از آب آفرید. قرآن کریم در چند جا اشاره دارد که ریشه زندگی، هم در منشا و پیدایش و هم درصحنه هستی و تداوم حیات، همه از آب است می فرماید: «و جعلنا من الماء کل شی حی، هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم». «واللّه خلق کل دابه من ماء، خدا هر جنبنده ای را از آب آفرید». درباره انسان می گوید: «و هو الذی خلق من الماء بشرا، و او است که از آب بشری آفرید». مقصود از این آب همان آبی است که سرمنشا همه موجودات است چنان چه درآیات فوق آمده، یا منظور از آب، نطفه است چنان چه در آیه «خلق من ماء دافق، (آدمی) از آبی جهنده آفریده شد» «الم نخلقکم من ماء مهین، مگر شما را از آبی پست نیافریدیم؟» مقصود از «پست» بدبو و نفرت آور، برحسب ظاهر است ولی بیش تر مفسرین بر این عقیده اند که منظور از «ماء» همان پدیده نخستین است «اول ما خلق اللّه الماء، نخستین چیزی که خدا آفرید آب بود»، که تمامی پدیده ها از آن ریشه گرفته اند، زیرا بذر نخستین موجود زنده تنها ازآب پاشیده شد، همان بذر اولیه ای که به صورت حیوان ساده تک سلولی (آمیپ) شکل گرفت و به سوی جان دارانی که اعضای پیچیده با بیش از یک میلیون سلول پیش رفت کرد. اما چگونگی پیدایش حیات ـ در آب اقیانوس ها، دریاها و باتلاق ها ـ از نکات مبهمی است که هنوز علم تجربی بدان دست نیافته است ازاین رو است که تئوری تکامل جان داران ـ به هر شکل و فرضیه ای که تا کنون مطرح شده ـ به بررسی مرحله پس از پیدایش نخستین سلول زنده پرداخته است، اما برهه پیش از آن هنوز مجهول مانده است همین اندازه معلوم گشته که حیات به اراده الهی ـ که بر تمای مقدرات هستی چیره است ـ به وجود آمده است و این امر مسلمی است که از پذیرش آن گریزی نیست، زیرا که هم تسلسل باطل است و هم خودآفرینی محال دانش تجربی روز هم خودآفرینی را باطل می شناسد. پوشش هوایی حافظ زمین «و جعلنا السماء سقفا محفوظا و هم عن آیاتها معرضون، و آسمان را سقفی محفوظ (بر فراز زمین) قرار دادیم، که اینان از نشانه های آن روی گردانند». گرد زمین را پوشش هوایی ضخیمی فرا گرفته، که عمق آن به 350 کیلومترمی رسد هوا از گازهای «نیتروژن» ـ به نسبت 03/78 درصد و «اکسیژن» به نسبت 99/20 درصد و اکسید کربن به نسبت 04/0 درصد و بخار آب و گازهای دیگر به نسبت 94/0 درصد ترکیب یافته است این پوشش هوایی با این حجم ضخیم و بااین نسبت های گازی فراهم شده در آن، هم چون سپری آسیب ناپذیر، زمین را دربرگرفته و آن را از گزند سنگ های آسمانی که به حد وفور به سوی زمین می آیند و از همه اطراف، تهدیدی هول ناک برای ساکنان زمین به شمار می روند، حفظ کرده زندگی را برایشان امکان پذیر می سازد. فضا انباشته از سنگ های پراکنده ای است که بر اثر از هم پاشیدگی ستاره های متلاشی شده به وجود آمده اند از این سنگ ها به صورت مجموعه های بزرگ وفراوانی پیرامون خورشید در گردشند و روزانه تعداد زیادی از این سنگ ها موقع نزدیک شدن به کره زمین به وسیله نیروی جاذبه به سمت زمین کشیده می شوند این سنگ ها برخی بزرگ و برخی کوچک و با سرعتی حدود (60 ـ 50) کیلومتر در ثانیه به سوی زمین فرود می آیند، که سرعتی فوق العاده است ولی هنگامی که وارد لایه هوایی می شوند در اثر سرعت زیاد و اصطکاک فوق العاده با ذرات هوا، داغ شده شعله ور می شوند و در حال سوختن یک خط نوری ممتد به دنبال خود ترسیم می کنند و به سرعت محو و نابود می شوند که به نام شهاب سنگ شناخته شده اندبرخی از این سنگ پرتاب ها آن اندازه بزرگ اند، که از لایه هوایی گذشته، مقداری از آن به صورت سنگ های سوخته با صدای هول ناکی به زمین اصابت می کند. این خود از آثار رحمت الهی است که ساکنان زمین را از آسیب پرتاب های آسمانی فراوان در امان داشته و پوششی بس ضخیم آنان را از گزند آفات گرداگردشان محفوظ داشته است که اگر چنین نبود، امکان حیات بر روی کره زمین میسر نبود علاوه در مورد پوشش اطراف زمین وجود لایه ازن از اهمیت بالایی برخوردار است این لایه که در اثر رعد و برق به وجودمی آید، زمین را در برابرپرتوهای مضر کیهانی محافظت می کند اگر این لایه نبود حیات روی زمین ممکن نمی شد پس هم واره باید گفت: «سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین».

 

نوشته : مدیر وبلاگ   0 نظر
به روایت لینک:
*توجه : در صورت بازنشدن لینک های بالا مدیر وبلاگ را مطلع نمایید.(التماس دعا)
تمامی حقوق مادی و معنوی وبلاگ نسیم هدایت محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.